نقدی بر اصطلاح «هوش مصنوعی»؛ آیا ماشین‌ها واقعاً باهوش شده‌اند؟

برای اولین بار در سال ۱۳۳۵ بود که اصطلاح هوش مصنوعی به‌کار رفت؛ زمانی که هیچ تجربه‌ای در این زمینه وجود نداشت. از آن زمان تابه‌حال، رمان‌نویس‌ها، خبرنگاران و دانشمندان از این اصطلاح استفاده کرده‌اند و اجازه داده‌اند تا این باور در بین مردم جای گیرد که «هوش مصنوعی» فعلی جایگزینی برای فکر انسان است.

0

با رشد مقوله هوش مصنوعی سؤالاتی برای اکثر مردم پیش می‌آید که از این قبیل‌اند:

  • آیا هوش مصنوعی به‌زودی جایگزین انسان‌ها می‌شود؟
  • چه‌زمانی برنامه‌ها خودشان را تولید خواهند کرد؟
  • آیا هوش مصنوعی تمام کارهایمان را انجام خواهد داد؟
  • آیا می‌توانیم با استفاده از هوش مصنوعی در کارمان، محصولی بهتر ارائه کنیم؟

این سؤالات و تمام سؤالات مشابه از سوی مردم مختلف، این باور را تقویت می‌کند که این اصطلاح در معنای غلط به‌کار می‌رود و باید جایگزینی برای آن یافت. چیزی که ما به‌عنوان هوش مصنوعی از آن یاد می‌کنیم، هیچ اشتراکی با چیزی که مردم فکر می‌کنند ندارد. آیا می‌تواند مشکلات را حل کند؟ بله. آیا می‌تواند الگوها را تشخیص دهد؟ بله. آیا می‌تواند فکر کند؟ خیر. آیا باهوش است؟ خیر.

هوش مصنوعی چیست؟

هوش مصنوعی یک ابزار قوی ریاضیاتی است که در شرایطی بسیار خاص به‌کار برده می‌شود. با گذشت زمان و برپایه‌ی اشتباهات، نقص‌ها را جبران می‌کند و در انجام کاری که برایش مشخص شده است، بهتر می‌شود. هوش مصنوعی ورودی‌های مشخصی را دریافت می‌کند و بنابر آن‌ها، خروجی متناسبی را ارائه می‌کند. در ادامه با ارائه‌ی مثال به درک بهتری از آن دست خواهید یافت.

یک مثال خوب در این زمینه، دستگاه سکه‌شمار است. این دستگاه سکه‌ها را دریافت می‌کند و ارزش آن‌ها را تشخیص می‌دهد. در حقیقت هوش مصنوعی هم همین‌گونه کار می‌کند؛ اما این دستگاه به‌جای این‌که برنامه‌نویسی شده باشد تا بداند چه تصمیمی بگیرد، از هزاران مثال استفاده کرده است تا تصمیم‌گیری را «یاد بگیرد» و کاری را که باید انجام دهد، به‌درستی انجام دهد.

مثال دیگری برای درک بهتر این موضوع از این قرار است: یک سیستم تشخیص تصاویر هیچ‌وقت خودبه‌خود توانایی تشخیص موسیقی را بدون این‌که کسی آن را تنظیم کند، به‌دست نخواهد آورد. در حقیقت این سیستم نمی‌تواند «فکر» کند.

هوش مصنوعی چقدر «مصنوعی» است؟

از طرف دیگر، هوش مصنوعی یک وسیله یا ابزار قابل‌مصرف نیست. نمی‌توانید آن را از قفسه بیرون بیاورید و جایگزین نیروی کار خود کنید! گرچه  می‌تواند با فراهم‌کردن اطلاعات اضافی کار را ساده‌تر کند، اما هیچ‌گاه نمی‌تواند مستقلاً فکر کند و مشکلات را حل کند. در حقیقت هیچ عاملی در آن وجود ندارد که مصنوعی باشد و هوشی که در آن است، مربوط به کسانی است که آن را می‌سازند یا از آن استفاده می‌کنند.

البته ممکن است برای برخی سؤال پیش بیاید که این سیستم چگونه می‌تواند پیش‌بینی‌های مختلفی را انجام دهد؟ پاسخ این است که این سیستم‌ها خودبه‌خود چیزی را پیش‌بینی نمی‌کنند. به‌طور واضح‌تر این پیش‌بینی‌ها را کسانی که از آن استفاده می‌کنند یا ابزارهای دیگری که از خروجی آن بهره می‌برند، انجام می‌دهند. خروجی این سیستم فقط تعداد زیادی عدد و رقم است که معنی خاصی در آن‌ها نهفته است؛ اما انسان به آن‌ها معنی و مفهوم می‌بخشد، نه ماشین.

چرا هوش مصنوعی را نباید با این نام خطاب کنیم؟

سؤال دیگری که ممکن است پیش بیاید این است که اگر این سیستم با آزمون و خطا، یعنی همان روشی که انسان به‌کار می‌برد، یاد می‌گیرد، پس چرا نباید آن را باهوش خواند؟ پاسخ آن یک سؤال ساده است. آیا شما نیاز به دیدن دو میلیون سکه‌ی مختلف دارید تا بتوانید یک سکه را تشخیص دهید، آن هم بدون این‌که پاسختان صد درصد درست باشد؟

البته که از نظر آکادمیک، این اصطلاح می‌تواند درست باشد، اما بحث در این است که آیا نمی‌توانیم جایگزین بهتری برای آن پیدا کنیم تا این حجم از ابهام برای اقشار مختلف پیش نیاید؟

منبع Hackernoon
شاید بخوای اینا رو هم بخونی:

نوشتن دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دیدگاه شما پس از بررسی توسط تحریریه منتشر خواهد شد. در صورتی که در بخش نظرات سوالی پرسیده‌اید اگر ما دانش کافی از پاسخ آن داشتیم حتماً پاسخگوی شما خواهیم بود در غیر این صورت تنها به امید دریافت پاسخ مناسب از دیگران آن را منتشر خواهیم کرد.

پیشنهاد سردبیر